سفارش تبلیغ
صبا
صفحه اصلی پیام‌رسان پارسی بلاگ پست الکترونیک درباره اوقات شرعی
1 2 >

89/10/27
12:0 ع

مقام معظم رهبری در دیدار اخیرشان با دانشجویان متذکر شدند
که باید مسایل فرعی را از مسایل اصلی جدا کرد و به مسایل اصلی پرداخت. بدون شک
مسئله فلسطین یکی از مهمترین مسایل و یا مهمترین مسئله عالم اسلام است. اما توجه
به این مسئله از جانب ما به چه معناست
؟ ما برای قدس و رهایی آن چه می توانیم
بکنیم؟ و آیا به واقع هدف آزادی قدس است؟ به نظر می آید که مسئله قدی بیش از آنکه
یک درگیری بر سر خاک فلسطین و زورگویی های رژیم صهیونیستی باشد، یک نزاع همه جانبه
بین جبه حق و باطل است. قدس خط مقدم جبهه اسلام است که در برابر خط مقدم جبهه
امریکا یعنی رژیم صهیونیستی ایستاده است. می­ توان چهار عنصر اساسی در این کارزار
را اینطور مشخص کرد:
اول. مقاومت و ملت فلسطین . دوم. مسلمانان و سایر ملت های
حامی فلسطین و مخالف رژیم صهیونیستی. سوم. رژیم صهیونیستی. چهارم. امریکا، معتقدان
به اسلام امریکایی و سایر مدافعان اسراییل.


هر یک از این چهار عنصر برنامه های سیاسی، رسانه ای،
تبلیغاتی، مقاومتی و نظامی ای را در نظر گرفته و می گیرند. ما به عنوان مهمترین
مدافع ملت فلسطین و انقلاب اسلامی به عنوان بیدار کنند ملت فلسطین و شکل دهنده
مقاومت، باید به این بیندیشم که در این میدان چه باید انجام داد. ابتکار حضرت امام
در تعیین آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس یکی از گام های
استراتژیک مهم در این کارزار بوده است. اما ما به عنوان افرادی که دغدغه اسلام و
انقلاب و بیداری اسلامی داریم، در این میدان چه کرده و چه خواهیم کرد؟ این یک
سئوال اساسی است که باید به آن بیندیشیم. بزرگترین کمکی که می توانیم در این میدان
انجام دهیم چیست؟
کدام کار ما بیشترین ضربه را به جبهه باطل وارد می کند؟ جنگ در
غزه یا جنگ تبلیغاتی و رسانه ای؟ کدام یک ملت جهان را بیدار می کند؟؛ اشغال قدس و
اوج وحشی گری های رژیم صهیونیستی یا صلح و آزادی قدس و سازش. به نظر می آید مسئله
قدس بیش از آنکه نزاعی بر سر خاک باشد جنگی تمام عیار میان حق و باطل است. مسئله قدس یک
کلید است. این تعبیر را جایی از مقام معظم رهبری دیدم که قدس کلید راز آلود فرج
است.(
امروز همه دنیای اسلام باید قضیه فلسطین را قضیه خود بدانند، این
کلید رمز آلودگی است که درهای فرج را به روی امت اسلامی می گشاید. فلسطین باید به
ملت فلسطین برگردد و دولت واحد فلسطینی به انتخاب همه فلسطینیان، سراسر کشور خودرا
اداره کند. کوشش پنجاه ساله انگلیس و آمریکا و صهیونیستها برای حذف نام فلسطین از
نقشه جهان و هضم ملت فلسطین در ملت‌های دیگر، به جایی نرسید و فشار و ستم و قساوت
به عکس نتیجه داد.- سخنان مقام معظم رهبری در سومین کنفرانس بین المللی قدس)  فرج
نیاز به بیداری و آمادگی دارد و قدس امروز بیش از هر چیز در بیداری مردم جهان و
شورش آنها علیه ظلم و اشغال و استکبار موثر است. باید اندیشید. باید جای خود را در
این میدان پیدا کرد و بهترین کار متناسب با آن جایگاه را انجام داد
. یا علی مددی.


  

89/10/27
12:0 ع

چند روز مانده به روز قدس، آخرین یادداشتم را در
« عباد» نوشتم و تا کنون به روز نشده ام. همین الان نکته ای به ذهنم رسید و آن این
است که حال که چیزی بر « عباد » افزوده نشده، آیا چیزی بر « محمد نمازی» زیاد شده؟
این سئوالی است که باید هر روز خودمان را مقابل آن قرار دهیم. ما اسیر صفحات و
قالب ها شده ایم و « خود »مان را فراموش کرده ایم. امامانِ ما، که سلام خداوند بر
ایشان باد، بزرگترین هشدار دهندگان درباره آمدن روزی از پس روز دگر و عدم افزوده شدن خیری
بر انسان بوده اند. بارها سخنان آن بزرگواران را شنیده ایم که « من استوی یوماه
فهمو مغبون ».


ملاک تعطیل نبودن وبلاگ در دو روز، افزوده شدن
مطلبی بر آن است. ملاک مساوی نبودن انسان در دو روز چیست؟


  

89/10/27
12:0 ع

در یکی از زیارت های حضرت ابی عبد الله الحسین علیه السلام که در شب عید فطر و عید قربان وارد شده است، پس از سلام بر  حضرت حسین علیه السلام و حضرت علی اکبر علیه السلام، رو به قبور شهدا نموده و بر ایشان اینطور سلام می دهیم:
السلام علیکم ایها الذابون عن توحید الله
السلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار
بابی انتم و امی



سلام بر شما ای مدافعان توحید خدا!


سلام بر شما به خاطر اینکه صبر و استقامت کردید و چه زیبا و نیکو عاقبتی دارید
پدر و مادرم به فدای شما
............................................................
از این زیارت، اینطور دریافت می شود که مسئله اساسی در قیام حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام مسئله توحید بوده است. سفارش تلاوت هزار مرتبه قرائت سوره توحید در روز عاشورا نیز موید این مطلب است.

دفاع از توحید الله ،یاران حضرت حسین علیه السلام را به آنجا می رساند که امام معصوم علیه السلام خطاب به آنها  می فرماید؛ پدر و مادرم به قربان شما. 

آنکه قیام حسینی( علیه السلام) را به خوبی فهم کند؛ مال و جان و تمام زندگی اش را در عرصه فردی و اجتماعی، فدای توحید می کند. اما دفاع از توحید، به چه معناست؟  از خداوند توفیق عمل به وظیفه را خواستاریم.


  

89/10/27
12:0 ع

1. مدتی است که بحث
آلودگی هوای تهران و شهر­های صنعتی به یکی از مباحث مهم کشور تبدیل شده است (
ظاهرا). مردم تهران که حدود دو ماه است، این آلودگی هوا را به خوبی درک می­کنند.
مشاهده سیاهی و غبار آلودگی هوا، خس خس سینه، تنگی نفس و ... از معلول های این
آلودگی هستند که جز با رفع شدن علتشان، مردم را رها نخواهند کرد.

2. وقتی چیزی با دو چشم دیده می­شود یا با سایر حواس درک می­شود، انسان­ها را بیشتر
به خود متوجه می­کند. مثلا همین آلودگی، گرچه در بسیاری از روز­های سال در تهران
وجود دارد، و مقداری سرب و سایر مواد آزار دهند، از طریق تنفس به بدن انسان وارد
می­شود، نامرئی بودن آن، سبب غفلت از آن می­شود.


3. ما در هوای دیگری
هم تنفس می­کنیم و آن هوا « فرهنگ » است. * هوایی که در آن تنفس می­کنیم به سیستم
تنفسی ما وارد می­شود و این هوا به قلب و فکر و روح ما. فرار از آن هوا و رسیدن به
هوای پاک کار چندان پیچیده­ای نیست، مثلا می­شود بار و بنه را بست و از تهران به
روستایی خوش آب و هوا رفت. اما فرار از این هوا، چندان ساده نیست. این هوا گرچه در
مکان­ها و سرزمین­های مختلف، متفاوت است، اما برخی از عنصرهای آن همه جا در بر
گرفته است. کتاب، تلویزیون، سینما، روزنامه، اینترنت، حرف زدن، فکر کردن، لباس
پوشیدن و ... همه­شان، عناصری از این هوا هستند.


4.   ما غول سیاه هوای تهران را می­ بینیم و از آن می­ ترسیم
و از ادامه همراهی با آن نگران و هراسان می­ شویم، اما متاسفانه چشم فرهنگ بین ما
نابینا شده است و یا می­ بیند و بی خیالی طی می­ کند، مثل همان ­ها که آلودگی را می­ بینند،
اما به سیم آخر می­زنند و باز با ماشین دود می­ کنند.


5. هوایی که تنفس می­کنیم،
و فرهنگ از جهتی هر دو « هوا » هستند. هر دو اطراف ما را احاطه کرده ­اند. هر دو
پاک و آلوده دارند. آلودگی هر دو خطرناک است 
اما آلودگی  هوا کجا و آلودگی فرهنگ
کجا. شاید بتوان گفت، آلودگی هوا هم ناشی از آلودگی فرهنگ ماست. ای کاش دولت یا
ملت، عوام یا خواص، دانشجو یا طلبه، دلشان به حال وضع فرهنگ می­سوخت و برای اصلاح
آن قدمی بر می­داشتند.
.............................................................................................................................


*یکی هم توجه به مقوله‏ی
فرهنگ است که خیلی مهم است. البته خب، کارهایی شده؛ گزارشی هم که دادند، اشاره‏ای به
این معنا داشت؛ بنده هم در جریان بسیاری از کارها هستم؛ اما در عین حالا مقوله‏ی
فرهنگ، بسیار مقوله‏ی مهمی است؛ همان طور که بارها گفتیم مثل هوایی است که انسان
در آن تنفس میکند. همه
-
بزرگ، کوچک، بالا، پائین، قشرهای مختلف،
مسئول، غیرمسئول - در فضا تنفس میکنند. این فضا را درست کنید، تا همه سالم تنفس
کنند.
( مقام معظم رهبری- 2/6/1387- دیدار با هیئت دولت)

..............................................................................................................................
این مطلب در جهان نیوز


  

89/10/27
12:0 ع


دیشب (جمعه شب) که
بخشی از سخنان آیت الله جنتی در نماز جمعه تهران را شنیدم، بسیار خوشحال شدم و به
پدر عیال گفتم: " هیچ کس مثل آقای جنتی، رک و راست حرف نمی­زند".

صبح روز شنبه که از خانه بیرون آمدم، جلوی دکه روزنامه فروشی ایستادم، تا نگاهی به
صفحه اول روزنامه­ ها بیندازم. چندین روزنامه، یکی از سخنان آیت الله جنتی را به
خیال خودشان مسخره کرده بودند.
این کار همیشگی چنین روزنامه هایی است. شخصیت هایی که در برابر افکار باطل آنها می ایستند و از نیت های شوم آنها خبر دارند و در برابر آنها سکوت نمی کنند، تخریب می کنند. آقای جنتی هم یکی از آن شخصیت هاست.

حقیقت این است که شخصیتی همچون آیت الله جنتی، در جمهوری اسلامی ایران بسیار کم
پیدا می­شود. این منحصر به فرد بودن چند دلیل دارد:

سابقه طولانی مبارزاتی، خدمات مختلف در انقلاب اسلامی، ایستادگی در برابر دشمنان
داخلی و خارجی، خم به ابرو نیاوردن در برابر دشمنی­ها و فحش­ها و ناسزا­ها، تعارف
نداشتن با هیچ یک از مسئولان کشور و تذکر به آنها، کار و تلاش با توجه به سن بالا
و ...

وظیفه داریم که از بزرگان انقلاب اسلامی تقدیر کنیم. حضرت آیت الله جنتی هم از
بزرگان انقلاب اسلامی است، گرچه این بزرگان نیازی به درود و تمجید ما ندارند، اما
شخصیت این بزرگان باید به درستی معرفی شده و الگویی برای رهپویان انقلاب اسلامی
باشد.


  

89/10/27
12:0 ع


صبح روز چهارشنبه،
روز میلاد امام کاظم علیه السلام با تماسی تلفنی از خوب بیدار شدم. تماس از
دانشگاه بود، امروز باید برای ثبت نام بیایی.

با چند تماس دیگر فهمیدم که باید کجا بروم و چه مدارکی را با خودم ببرم.

با تماسی دیگر متوجه شدم که نامه دانشگاه، خطاب به نظام وظیفه، مبنی بر فارغ
التحصیلی بنده نیز آماده شده است.

به دانشگاه شریف رفتم و مقدمات ثبت نام را انجام دادم و ساعت حدود 13:30 بود که
شماره دانشجویی جدیدم را به من دادند و این یعنی دوباره دانشجو شدم و گذاشتن این
مطلب، کنار آن یکی مطلب، یعنی  آماده شدن
نامه فارغ التحصیلی من در همین روز، یعنی فقط چند ساعت دانشجو نبودم به ظاهر!

حالا که دوباره دانشجو شده ام به این فکر می­کنم که دانشجو باید چه جوری باشد و چه
نباشد! آن هم دانشجوی دکتری! ( جای علامت سجده واجبه ای که امیرخانی در بیوتن
استفاده کرده خالی، چرا که همانطور که بعضی پول را سجده می کنند، بعضی دیگر مدرک
را)

متاسفانه شور و نشاط و فعالیت دانشجویی و دغدغه و دعوا و ...، امروزه در  دانشگاه های ما، تا حد زیادی به دانشجویان
کارشناسی اختصاص دارد، آن هم در بازه ترمی 2 و 3 تا 7.

حالا من به این می اندیشم که چطور می توان دانشجوی کارشناسی ارشد و دکتری بود با
همان شور و نشاط دانشجوی کارشناسی و با همان دغدغه ها بلکه با شور و دغدغه و
قابلیت و فکرهایی تکامل یافته تر و پخته تر.

دانشجو باید سیب زمینی نباشد و این اختصاصی به دانشجویان کارشناسی ندارد. دانشجوی
دکتری باید بیشتر سیب زمینی نباشد.


محض اطلاع  و ریا: بنده در دوره دکتری «فلسفه علم و
فناوری» دانشگاه صنعتی شریف با رتبه 2 قبول شدم و در حال حاضر دانشجوی دکتری آن
رشته هستم.


  

89/6/3
5:17 ع

به نظرم در دیدار اخیر دانشجویان و آقا دو نکته بیش از بقیه اهمیت داشت. اول نوع ارتباط و صمیمیت و مهربانی های پدرانه آقا با دانشجویان. دوم آن حرف هایی از آقا که خودشان فرمودند حرف های اصلی من است. جالب است که در همین دیدار فرمودند نباید اصل و فرع را قاطی کنید. پس لازم است که اول به حرف های اصلی ایشان توجه کنیم. یا علی مددی.

حالا حالا­ها نمی فهمید 
از همه‌ى مطالب بالاتر این است که شما جوانید، دلهاى شما پاک است، ناآلوده است. به عمق این حرف هم شما حالا نمیرسید، که این ناآلودگى معنایش چیست، گرفتارى دلهاى آلوده کجاست؛ این را شما که جوانید، حالا حالاها به آن نمیرسید؛ به حدود سنى ما که رسیدید، آن وقت گرفتارى را میفهمید، مى‌بینید که چقدر این زلالى دل در دوره‌ى جوانى قیمت و ارزش دارد، که دیگر قابل برگشت هم نیست.
 امروز این سرمایه در اختیار شماست. من حرفم این است: این دل پاک و زلال را هرچه میتوانید، با منبع عظمت، با منبع حقیقت، با منبع زیبائى - یعنى ذات مقدس بارى‌تعالى - پیوند دهید و نزدیک کنید. اگر موفق شدید، تا آخر عمر زندگى سعادتمندانه خواهید داشت؛ اگر حالا موفق نشوید، بیست سال دیگر سخت‌تر است؛ اگر بیست سال بعد هم - که شماها چهل سال، چهل و پنج سال سنتان هست - موفق نشوید، بیست سال بعدش بسیار بسیار مشکل‌تر است؛ یعنى در سنینِ کمتر از سنِ حالاى من. خیلى سخت خواهد شد. نه اینکه محال باشد، اما مشکل است. حالا دل را به خدا پیوند بزنید.

راه پیچیده نیست؛ دچار توهم نشویم
 راهش هم در شرع مقدس باز است؛ یک کار رمزآلود پیچیده‌اى نیست. شما قله‌ى کوه را از پائین نگاه میکنید، مى‌بینید کسانى آنجا هستند؛ اینجور نیست که تصور کنید اینها بال زدند رفتند آنجا؛ نه، اینها از همین مسیرى که جلوى پاى شماست، جلو رفتند و به آنجا رسیدند. دچار توهم نشویم، خیال نکنیم که با یک نوع حرکت غیرعادى و غیرمعمولى میتوان به آن قله‌ها رسید؛ نه، آنهائى که در آن قله‌ها مشاهده میکنید، از همین راهها عبور کردند. این راهها چیست؟ در درجه‌ى اول، ترک گناه. گفتنش آسان است، عملش سخت است؛ اما ناگزیر است. دروغ نگفتن، خیانت نکردن، از لغزشهاى گوناگون جنسى و شهوانى پرهیز کردن، از گناهان پرهیز کردن؛ قدمِ مهمترینش این است. بعد از ترک گناه، انجام واجبات، و از همه‌ى واجبات مهمتر، نماز است.

همه‌ى کار انسان تابع نماز است
«و اعلم انّ کلّ شى‌ء من عملک تبع لصلاتک»؛همه‌ى کار انسان تابع نماز است. نماز را به وقت بخوانید، با توجه و با حضور قلب بخوانید. حضور قلب یعنى بدانید که دارید با یکى حرف میزنید؛ بدانید یک مخاطبى دارید که دارید با او حرف میزنید. این حالت را اگر در خودتان تمرین کردید، اگر توانستید این تمرکز را ایجاد کنید، تا آخر عمر این براى شما میماند. اگر حالا نتوانستید - همان طور که گفتم - بیست سال بعد سخت است، بیست سال بعدش سخت‌تر است؛ بعد از آن، کسى اگر از قبل نکرده باشد، خیلى خیلى سخت است. از حالا عادت کنید این تمرکز را در حال نماز در خودتان ایجاد کنید و به وجود بیاورید. آن وقت این آن صلاتى است که: «تنهى عن الفحشاء و المنکر».«تنهى» یعنى شما را نهى میکند؛ معنایش این نیست که مانعى جلوى شما میگذارد که شما دیگر نمیتوانید گناه کنید؛ نه، یعنى دائم به شما میگوید گناه نکن. خوب، روزى چند نوبت از درون دلِ انسان به او بگویند گناه نکن، گناه نکن، انسان گناه نمیکند. این نماز است.

چیزهایی که آدم را گیر می­اندازد 
 این دل نورانى و پاکیزه را که در شما هست، قدر بدانید. نه اینکه من بخواهم براى خوشامد شما حرف بزنم؛ نه، جوانهاى عالَم که فقط شما نیستید؛ جوان خاصیتش این است. دلتان پاکیزه است. حالا چون براى شما قابل مقایسه نیست، نمیتوانید این موضوع را احساس کنید. در طول زمان، گرفتارى‌ها، غبارها، لجنها و زنگارها دل را میپوشاند. در روایت دارد که وقتى گناهى میکنید، یک نقطه‌ى سیاهى در قلب شما به وجود مى‌آید - البته اینها زبان نمادین است، زبان سمبلیک است - گناه دوم را که میکنید، این نقطه‌ى سیاه دو برابر میشود. هرچه گناه بکنید، این نقطه‌ها هى اضافه میشود، تا اینکه همه‌ى قلب را سیاهى میگیرد. ترجمه‌ى مفهوم عرفى‌اش همین است که من گفتم؛ یعنى شما الان دل و جان و روح آماده‌اى دارید، بمرور گناهان، گرفتارى‌ها و مشکلات فراوانى که در مسیر مبارزات زندگى انسان به وجود مى‌آید - در سیاست، در اقتصاد، در یک لقمه نان، در به دست آوردن امکانات زندگى - چنانچه انسان از حالا تمرین نکرده باشد، اینها گرفتارى‌ها را زیاد میکند، دل را تاریک میکند.

حرف اصلی ما این است
 پس عرض اول ما و حرف اصلى ما این است. شما مثل فرزندان من هستید. من اگر بخواهم به بچه‌هاى صلبى و نسبىِ خودم بهترین سفارشها را بکنم، همینى که به شما عرض کردم، به آنها خواهم گفت.

لغزش ها ناشی از بی توجهی به این نکته اصلی است که گفتم
توجه هم داشته باشید؛ اغلب لغزشهائى که - نمیگویم همه - در عرصه‌هاى گوناگون و میدانهاى گوناگون براى انسانها پیش مى‌آید، ناشى از رعایت نکردن همین نکته‌ى اصلى و مهمى است که گفتم؛ حتّى در میدان جهاد. در جنگ احد - خوب، قضایا را میدانید دیگر - یک عده‌اى کوتاهى‌اى کردند که فاجعه آفرید. اگر قضایاى جنگ احد را نخوانده‌اید، توى کتابهاى تاریخ هست؛ بروید بخوانید، که من دیگر نخواهم اینجا شرح بدهم. قرآن درباره‌ى همینها میگوید: «انّ الّذین تولّوا منکم یوم التقى الجمعان انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما کسبو حاصل ترجمه این است: آن کسانى که شما دیدید روز جنگ احد آنجور به دشمن پشت کردند و فاجعه درست کردند و موجب شهادت حمزه‌ى سیدالشهداء و بزرگانى از اصحاب شدند - انّما استزلّهم الشّیطان ببعض ما کسبوا - لغزش آنها را شیطان از ناحیه‌ى آنچه که قبلها انجام داده بودند، زمینه‌سازى کرد؛ یعنى گناهانشان. از این قبیل آیه در قرآن آیات متعددى داریم. پرهیز نکردن ما از گناه، اثرش را در مدیریت امور کشور اگر داشته باشیم، مدیریت یک بخشى اگر داشته باشیم، اگر در میدان جنگ حاضر شویم، اگر در یک آزمون مالى و اقتصادى گیر کنیم، در همه‌ى اینجاها نشان میدهد. بنابراین، این حرف اصلى ماست. خلاصه عرض میکنم؛ قدر جوانى را بدانید. این معنایش این است که قدر دلهاى پاک را بدانید، خودتان را بیشتر با خدا مأنوس کنید. راهش هم ترک گناه و توجه به نماز است؛ و بعد از نمازهاى واجب و آن توجهى که عرض کردم، دیگر هرچه که توانستید، مستحبات، دعا و بقیه‌ى کارها را انجام دهید. ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم راهها را باز میکند.


  

89/5/30
4:0 ع

دوستان گرامی سلام علیکم. انشاالله که از این ماه مبارک نهایت بهره را برده و ببرید. بنده به چند دلیل مدتی است که یادداشت­ های بسیار کمی در وبلاگ عباد گذاشته­ ام. نبود کامپیوتر در خانه، امتحان و بعد مصاحبه دوره دکتری، لزوم تحویل پایان نامه تا پایان شهریور ماه، قدری تنبلی و قدری بیشتر حیرانی از اینکه چه بنویسم که به درد بخور باشد چند تا از آن دلایل هستند. به محض اینکه کامپیوتر بخرم! انشا الله مطالب بیشتری را از من خواهید خواند. به خصوص قصد کرده­ ام که مجموعه یادداشت­های بشارت درباره خاطرات دوران دانشجویی­ ام را حتما تکمیل کنم و به چاپ! هم برسانم. یک همچین چیزی ندیده­ ام تا به حال. شاید اگر خوب نوشته شود در حد « دا» بدرخشد. دیشب فکری به ذهنم خطور کرد که حالا می نویسمش. یا علی مددی.

این شب­ها شب­های جنون است. شب­های حیرانی است. نمی­ دانی باید بخندی یا زار بزنی. نمی­دانی از خدا بترسی چون اشد المعاقبین است یا اینکه باید در کنارش آرام بگیری که مونس بی مونسان است. نمی­ دانی خوشحال باشی از اینکه توفیق روزه و درک رمضان یافته­ ای یا غصه بخوری از اینکه ماه مبارک چند روزی بیش نیست و پس از آن دوباره آش و کاس همان است که بود! از دوباره بد شدن وحشت می­کنی و به هزار و یک دعا برای خوب شدن امیدوار می­ شوی. به اینکه مهمانی برای همه است و نه فقط برای خواص دلت خوش می­شود و از اینکه ماه رمضان از تو بگذرد و مورد غفران قرار نگیری و از شقی­ ترین­ها بشوی، دلت آب می­شود. به  «ولیذیقکم من رحمته»  می­رسی غم از دلت فرار می­کند، «فنزل من حمیم » را می­خوانی غمگین می­شوی. این شب­ها شب­های جنون است. هر چه از خودت را می­بینی خوف آور است؛ گذشته­ ات، آینده ­ات، و هرچه از او می­بینی رجایی است البته به جز بعضی یا خیلی! چیز­ها. من از محضر ارحم الراحمین پوزش می­ طلبم اما چه می­توان گفت وقتی همو اشد المعاقبین است. این شب­ها شب­های دیوانگی است. کاش می­شد فهمید که عاقبت چه می­شود. شب­های جنون است و حالا که بناست این­طوری باشد؛ با همه ترس­ها، با همه نگرانی­ها، با دانستن همه عذاب­ها، با دیدن قبر، با دیدن ضعف انسان، با دیدن قدرت خدا، با دیدن آیات عذاب، با دیدن سختی­ های پس از مرگ و... بگذار آخرش را خوب تمام کنیم. چه اشکالی دارد؟ اگر اشکال دارد یکی بیاید بگوید، یکی مخالفت کند، یکی پوزخند بزند، یکی مسخره کند. هرکی هر کاری دلش می­خواهد بکند. شب­های جنون است که هم ترس دارد و هم قند. بگذار آخرش را خوب تمام کنم همان طور که اولش را او خوب شروع کرده است. او خوب شروع کرد و ما را با محبت اولیائش پرورش داد. همان اولیا به ما یاد داده­­ اند آخرش را چطور تمام کنیم. رحمت بر غضب سبقت می­گیرد. و البته همان اولیا فرموده­ اند که بدون عمل نباید امید داشت! این یعنی باید هم امیدوار باشی و هم ترسان؛ این یعنی جنون.

پی نوشت: اگر کسی گیر بدهد که مطلب احساسی است و دین احساسی فایده ندارد و از این حرف ها، نظرش را به ادعیه به خصوص دعای ابوحمزه ثمالی جلب می­نمایم.  

 

 


  

89/4/28
12:42 ع

در ادامه بازخوانی اندیشه های حضرت امام بخش هایی از سخنان ایشان در خردادماه ???? تقدیم می شود. در این قسمت بیانات ایشان عنوان بندی شده که این کار بهره از آن را ساده تر می کند.

چقدر مسئولیت آور است این خطاب...
یَا أَیُّهَا النبِىُّ حَسبُکَ اللَّهُ و مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ المُؤمِنیِنَ (سوره انفال- آیه ??). چه خطاب افتخارآمیزى است براى مؤمنین! چه خطاب مسئولیت آورى است براى مؤمنین! افتخارآمیز براى اینکه با اینکه خداى تبارک و تعالى کافى است و هیچ کس در مقابل حق تعالى قدرتى ندارد، قوه‏اى ندارد، همه هیچند، ولى خداى تبارک و تعالى به مؤمنین- که مؤمنات هم داخل مؤمنینند- این افتخار را مرحمت فرموده است که در پهلوى اسم مبارک خودش مؤمنین را هم ذکر فرمود: «براى تو، خدا و کسانى که متابعت کردند، مؤمنینى که از تو متابعت کردند، کافى است». با اینکه خدا کافى است لکن همچو تشریفى را به مؤمنین- که مؤمنات هم داخل هستند- مرحمت فرموده است که خدا و مؤمنین، کسانى که از تو تبعیت کردند، از تو کفایت مى‏کنند. چقدر افتخارآمیز است براى ما، براى مؤمنین براى شما مخدرات، براى شما مؤمنات، که شما [را] در ردیف خداى تبارک و تعالى قرار داده است، و چقدر مسئولیت آور است این خطاب ... ( سخنرانى در جمع بانوان و خانواده‏هاى فضلاى حوزه علمیه قم- زمان: صبح 5 خرداد 1358/29 جمادى الثانى 1399.)

تا نزدیک شهادت پیش رفت...
بسم اللَّه الرحمن الرحیم.
جناب حجت الاسلام مجاهد متعهد، آقاى هاشمى عزیز
مرحوم مدرس که به امر رضاخان ترور شد، از بیمارستان پیام داد: «به رضاخان بگویید من زنده هستم». مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمى زنده است چون نهضت زنده است ...
امریکا و دیگر ابرقدرتها بدانند ملت ما زنده است. اجتماعات عظیم این دو- سه روز شاهد زنده بودن انقلاب است. اینان با این تلاشهاى احمقانه نمى‏توانند انقلاب اسلامى ما را ترور کنند؛ نمى‏توانند شخصیت انسانى- اسلامى مطهرى و هاشمى را ترور کنند؛ هر چند ترورها حساب شده و سازمان یافته باشند و از لابه لاى آنها جاى پاى ابرقدرتها و جنایتکاران بین المللى به چشم بخورد ...پاسداران انقلاب و رؤساى آنان موظفند از این شخصیتهاى ارزنده انقلابى حفاظت کنند و رفت وآمدهاى مشکوک را تحت نظر بگیرند؛ اگرچه خود آنان راضى نباشند... من به آقاى هاشمى- فرزند برومند اسلام تبریک مى‏گویم که در راه هدف تا نزدیک شهادت به پیش رفت. و سلامت و ادامه خدمت ایشان را از خداى تعالى خواستارم. والسلام علیه و على عباداللَّه الصالحین ... روح اللَّه الموسوى الخمینى‏ (پیام [به على اکبر هاشمى رفسنجانى -زمان: 5 خرداد 1358/29 جمادى الثانى 1399.)

هر یک از ما پاسدار دیگرانیم؛ شما به من نصیحت کنید
پاسدارى فقط پاسدارى مرز نیست. پاسدارى یک معناى وسیعى دارد. هر یک از ما پاسداریم نسبت به دیگران. من باید نصیحت بکنم به شما؛ شما به من نصیحت کنید. من به شما بگویم که امروز که روز امتحان است خوب از امتحان بیرون بیایید. شما هم به من همین معنا را بگویید. من به شما عرض کنم که با مظلومها، با زیردستهاى خودتان، خوب رفتار کنید؛ عادلانه رفتار کنید. شما هم به من بگویید همه ما مسئولیم: ( سخنرانى [در جمع اقشار مختلف مردم و عشایر زمان: صبح 4 خرداد 1358/28 جمادى الثانى 1399.)


ادامه مطلب...

  

89/4/23
11:22 ص

وبلاگ مجالس نیوز با هدف اطلاع رسانی جلسات وعظ، سخنرانی، مداحی و مناجات به ارادتمندان قرآن و اهل بیت علیهم السلام و انقلاب اسلامی راه اندازی شد

خواهشمند است در صورتی که از برگزاری جلسات به خصوص جلساتی که به طور منظم برگزار می شوند خبر دارید با ارسال ایمیل، مجالس نیوز را در جریان بگذارید

آدرس وبلاگ مجالس نیوز:

www.majalesnews.blogfa.com

آدرس ایمیل مجالس نیوز:

majalesnews@gmail.com

 


  
مشخصات مدیر وبلاگ
 
لوگوی وبلاگ
 

عناوین یادداشتهای وبلاگ
خبر مایه
بایگانی
 
صفحه‌های دیگر
دوستان
 

ترجمه از وردپرس به پارسی بلاگ توسط تیم پارسی بلاگ